بوتِـرو1 در روابط جهاني (1593) آن را مطرح كردند. براي تاريخ دريانوردي و كشتيسازي هم داراي ارزش زيادي است، چون بهترين روشهاي تجهيز واستخدام نفرات و بهترين راههاي دريايي را براي جنگ صليبي توضيح ميدهد. در آن هيچ اشارهاي به باروت واسلحهٴ گرم نيست.
سانودو به رسالهٴ خود نقشههايي افزوده بود، از جمله به نسخهاي كه در سال 1321 به پاپ اهدا كرده است. اين نقشهها (مشابه نقشههاي پي يترو ويسكونته است و بايستي بر اساس آنها يا از مأخذ مشتركي (عربي؟) برداشته شده باشد. در پايان كتاب سه نقشه (از قدس، انطاكيه و عكا) و هفت نقشهٴ جهان، مديترانه، درياي سياه، ساحل غربي اروپا (كه نقشههاي دريايي معمولي است)، فلسطين و مصر آمده است. نقشهٴ فلسطين به فواصلي تقسيم شده (براي تعيين محل شهرها در نقشه مربعهايي ترسيم شده)، روشي كه از ويژگيهاي سدهٴ چهاردهم بود. احتمالاً مارينو هرگز در خود فلسطين نبوده، مگر در عكا (حدود 1282 ـ 1286)، چندان كه در مورد نقشهٴ نقاط آنجا بيشتر متكي به ژاك ويتري (سيزدهم ـ 1) و بوركهارت مونت زيوني (سيزدهم ـ 2) است.
تاريخ كشور روم كه زماني جعلي فرض ميشد، اينك دومين و بهترين كتاب مارينو شمرده ميشود. اين كتاب در فاصلهٴ سالهاي 1328 و 1333 و اندكي پس از
تاريخ موريا نوشته شده است و بيش از آن ارزش دارد، چون توانسته دربارهٴ برخي وقايع مهم از عموزادهاش ماركو سانودوي دوم، دوك ناكسوس، و تعدادي شاهدان عيني ديگر اطلاعات دست اولي كسب كند.
نامههاي او هم به اندازهٴ تاريخهايش از لحاظ آن دوره با ارزش است و از موضوعات زير در آنها بحث ميكند: جنگ صليبي نوي براي بيتالمقدس؛ فرض اتحادي ميان پاپ و مغولان؛ فعاليتهاي ادبي، هنري و اقتصادي در ونيز و فلورانس؛ تجارت ونيز، هامبورگ، لوبك، ويمار وديگر شهرهاي هانسايي.
تأثير سانودو بيشاز آنچه بتوان تصور كرد دوام يافت.؛ مثلاً لايبنيتس از طريق چاپ اول
كتاب اسرار ايمان (هانُـوِر 1611) با سانودو آشنايي داشت و در رسالهاش درباب لشكركشي به مصر خطاب به لويي چهاردهم در سال 1671 از سانودو نام ميبرد و به شاه توصيه ميكند بهجاي جنگ با هلند، مصر را فتح و امپراتوري عثماني را نابود كند (نسخهٴ اصلي به خط لايبنيتس در كتابخانهٴ هانُوِر). پيشنهاد لايبنيتس به شاه عرضه شد و فرصت نشد تا بدان توجه شود، چون در همان اثنا لويي شانزدهم با عثماني پيمان بازرگاني و مودت منعقد كرد؛ از سوي ديگر، لشكركشي بناپارت به مصر بدون اطلاع از عقايد لايبنيتس و از قرار معلوم بدون اطلاع از عقايد سانودو صورت گرفت.